+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 9:22  توسط Elizze
آغوشی باید باشه تا من توش جا بگیرم
چقدر دوریم
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 12:45  توسط Elizze
|
گفتی یکشنبه!
بعدم بلافاصله : زندگی ما پر تصمیم غلته! بزرگترینشم وقتی که بچه دار میشیم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 14:25  توسط Elizze
|
فکـر کنم که
خواب بودم..
یا بودم خواب!
که یک توله خر بودم!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 11:17  توسط Elizze
|
همه چیز مثل قبل..
فقط تو دیگه نیسی..
نیستی تا وقتی شمارت روی تلفن خونه میفته..
همه بوییم تا زودتر جواب بدیم..فکر کردی یادم میره؟
قربون صدقه رفتنات و؟
فریده دخترم و اذیت نکن..ماچش نکن..نچلونش دردش میاد
عمه قربونت برم..خسته نباشی دخترکم..
آآآآآآآآآآخ خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
وایییی که آتیش گرفتم ..
فرشته بودی..روی این زمین..
تو عزیز همه ما بودی..
بعد تو بیکس شدیم..
تنها شدیم..
سوختیم..
سوختیم..
هنوز باورم نمیشه..
وقتی میخواد حالیم شه چه بلایی سرم اومده..گریه امونم نمیده..
نوشی خانوم..عمه نوشی..
قوربون اون اسم قشنگت برم..
مرگ از این قشنگتر؟
مرگ از این راحت تر؟
خواب از این آسوده تر؟
وقتی گذاشتنت توی قبر..وقتی روت و زدن کنار تا ببینمت..
صورت مظلومت..اون لپ های تپلوت..اون لبخند قشنگت..
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 11:3  توسط Elizze
|
از من بترس
که ماهرم به عاشق کردنت..
رها کردنت
و به راحتی فراموش کردنت
از من بترس که از جنس آدم نیستم
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 17:24  توسط Elizze
میدونی آدمارو به سادگی پک زدن به سیکارم کنار میزارم
اما با خاطراتشون زندگی میکنم
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 17:24  توسط Elizze
|
حالم دیگه داره از همه ی ملت بهم می خوره
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 11:26  توسط Elizze
|
همیشه وقتی دروغ میگی ! گوشات سرخ میشه! گوشه پلکت میپره ! دستات اینطوری میشه؟!
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 11:31  توسط Elizze
|
اليزه آلبوم سعید شهروز و هر روز گوش میده
بعدم بنگ بنگ و زیاد میکنه و باهاش میخونه
وقتی اشکاش چکید
واسه دلش میخونه: وقتی میای صدای پات از همه...
بعدم میره تو بالکن سیگار دود میکنه و سعی میکنه از زندگیش لذت ببره
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 12:1  توسط Elizze
|